
آهاي تويي كه چشمات
به روي دنيا بسته است
بدون كه بي تو اين دل
از دنيا سير و خسته است
قرار نبود كه حالا
مرگ لبتو ببوسه
حيف كه چشم پاكت
به زير خاك بپوسه
يادم مياد که خندون
گفتي بكن حلالم
وقتي دارم ميميرم
راحت باشه خيالم
رفتي چشاي خيس رو
به گريه ها سپردم
كاشكي تو زنده بودي
به جاي تو ميمردم
به جاي تو ميمردم
قصه رفتن تو
نه ، باورم نميشه
اون چشم هاي قشنگ رو
بستي واسه هميشه
دلم ميخواد بخوابم
تو سنگ اون مزارت
يا كه يه روز بميرم
منم بيام كنااارت
منم بيام كنااارت
يادم مياد که خندون
گفتي بكن حلالم
وقتي دارم ميميرم
راحت باشه خيالم
رفتي چشاي خيس رو
به گريه ها سپردم
كاشكي تو زنده بودي
به جاي تو ميمردم
به جاي تو ميمردم
به جاي تو ميمردم
+
نوشته شده در سه شنبه یازدهم مهر 1385 12:41 توسط abadan boy
|