به وبلاگ عشق های پوشالی خوش آمدید! لطفا کمي صبر کنيد...
|
با تمام اشک هایم شرم تان باد ای خداوندان قدرت بس کنید بس کنید از این همه ظلم و قساوت بس کنید ای نگهبانان آزادی! نگهداران صلح! ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون سرب داغ است این که می بارید بر دلهای مردم سرب داغ ! موج خون است این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی را موج خون! گر نه کورید و نه کر گر مسلسل های تان یک لحظه ساکت می شوند بشنوید و بنگرید بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است کاندرین شب های وحشت سوگواری می کنند! بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است کز ستم های شما هرگوشه زاری می کنند بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند بنگرید این خالق عالم را که دندان برجگر بیدادتان را بردباری می کنند ! دست ها از دست تان ای سنگ چشمان ! بر خداست! گرچه می دانم آنچه بیداری ندارد خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست ! با تمام اشک هایم باز -نومیدانه- خواهش می کنم بس کنید! بس کنید! فکر مادر ها ی دلواپس کنید رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید! بس کنید! ((فریدون مشیری)) + نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 22:31 توسط abadan boy |
+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386 22:24 توسط abadan boy |
زیبا ترین( PM های عاشقانه) برای چت کردن
دختره و پسره داشتن با هم قایم باشک بازی می کردند .... دختره به پسره گفت اول تو چشم بذار من میرم قایم می شم ... اگه منو پیدا کردی منو بغل کن و بوسم کن ، اگر هم پیدام نکردی... من پایین زیر پله ها قایم شدم..!
ادامــه مـطــلــب + نوشته شده در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 13:7 توسط abadan boy |
|